خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر در این شعر از تجربیات شخصی خود در زندگی میگوید، از عشق و محبتی که همواره در زندگی داشته سخن میراند و از نبود وفا و محبت در دنیا شکایت میکند. او همچنین به آزادگی و پذیرش ناپسندها به عنوان بخشی از زندگی اشاره میکند.
مفاهیم عمیق عشق، وفا، و نقد اجتماعی موجود در شعر برای درک و ارتباط برقرار کردن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد که معمولاً از سن نوجوانی به بعد شکل میگیرد.
شماره ۴۶۰ - ندیده کسی آنچه من دیده ام
ندیده کسی آنچه من دیده ام
سرم گشت از بسکه گردیده ام ۱
اگر تار عمرم کند دور نیست
بر این رشته بسیار پیچیده ام ۲
دمی بی محبت کجا بوده ام
که تا بوده ام عشق ورزیده ام ۳
وفا و محبت در این کهنه دیر
ندیدم ز کس بلکه نشنیده ام ۴
ز من خوش نشد دل کسی را ولی
نرنجانده ام هم نرنجیده ام ۵
ز مردم کسی را که خودبین نباشد
ندیدم بجز مردم دیده ام ۶
سعیدا ز اوضاع آزادگان
همین ناپسندی پسندیده ام ۷
سرم گشت از بسکه گردیده ام ۱
اگر تار عمرم کند دور نیست
بر این رشته بسیار پیچیده ام ۲
دمی بی محبت کجا بوده ام
که تا بوده ام عشق ورزیده ام ۳
وفا و محبت در این کهنه دیر
ندیدم ز کس بلکه نشنیده ام ۴
ز من خوش نشد دل کسی را ولی
نرنجانده ام هم نرنجیده ام ۵
ز مردم کسی را که خودبین نباشد
ندیدم بجز مردم دیده ام ۶
سعیدا ز اوضاع آزادگان
همین ناپسندی پسندیده ام ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۵۹ - نی همین از خودنمایی پا و سر پیچیده ام
گوهر بعدی:شماره ۴۶۱ - ای که می گویی خدای خویش را چون دیده ام
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.