خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از پنهان کردن عیوب و هنرهای خود در درونش سخن میگوید. او از تلاشهای بیثمرش در برابر تقدیر و نقد دیگران مینالد و از عشق و رنجهایش میگوید. همچنین، اشارهای به پنهان کردن دردها و رنجهای درونی دارد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، برخی از مضامین مانند رنج و پنهانکاری ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
شماره ۴۵۹ - نی همین از خودنمایی پا و سر پیچیده ام
نی همین از خودنمایی پا و سر پیچیده ام
خویش را در جیب صد عیب و هنر پیچیده ام ۱
هر چه با گردون دون دادم همانم باز داد
چون صدا این کوه را من بر کمر پیچیده ام ۲
باطن خود را به ظاهر نیک گردانیده ام
این بدان ماند که عیبی در هنر پیچیده ام ۳
فکر زلفش تا نبیند همچو مشک افسردگی
چون ضیا در پرده های چشم تر پیچیده ام ۴
او منزه بوده است از نقد و جنس و خیر و شر
من عبث بر تار و پود خیر و شر پیچیده ام ۵
قطرهٔ خونی به بیداری برآید مشکل است
ز این رگ خوابی که من بر نیشتر پیچیده ام ۶
خویش را در جیب صد عیب و هنر پیچیده ام ۱
هر چه با گردون دون دادم همانم باز داد
چون صدا این کوه را من بر کمر پیچیده ام ۲
باطن خود را به ظاهر نیک گردانیده ام
این بدان ماند که عیبی در هنر پیچیده ام ۳
فکر زلفش تا نبیند همچو مشک افسردگی
چون ضیا در پرده های چشم تر پیچیده ام ۴
او منزه بوده است از نقد و جنس و خیر و شر
من عبث بر تار و پود خیر و شر پیچیده ام ۵
قطرهٔ خونی به بیداری برآید مشکل است
ز این رگ خوابی که من بر نیشتر پیچیده ام ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۵۸ - تأثیر نیست در نفس مرد ناتمام
گوهر بعدی:شماره ۴۶۰ - ندیده کسی آنچه من دیده ام
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.