خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از معشوق و زیباییهای او سخن میگوید. او از عارض (گونههای) معشوق به عنوان نمادی از زیبایی باطن و ظاهر یاد میکند و از تأثیرات عشق و دلباختگی بر خود میگوید. همچنین، شاعر به مفاهیمی مانند پنهانکاری، حسادت، و زیباییهای طبیعی اشاره میکند.
متن دارای مفاهیم عاشقانه و ادبی است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال پیچیده یا نامفهوم باشد. همچنین، برخی از اشارات عرفانی و ادبی آن نیاز به درک بالاتری از ادبیات فارسی دارد.
شماره ۴۱۰ - کند ز جوهر معنی مرا بیان عارض
کند ز جوهر معنی مرا بیان عارض
دهد ز خوبی باطن مرا نشان عارض ۱
دعای قامت او سرو می کند در باغ
خوشم به گل که خبر می دهد از آن عارض ۲
غبار چهرهٔ جانان نه خط مشکین است
که آه سینهٔ ما کرده جا بر آن عارض ۳
اگر بود قلم قدرتش ز دست افتد
مصوری که کشد ناز آن چنان عارض ۴
چو زلف دست دهد مو به مو پریشانی
هر آن دلی که بیاویزدش بر آن عارض ۵
نقاب چهرهٔ جانان برای چشم بد است
ز چشم پاک نظر کی کند نهان عارض ۶
چه کوری است که انکار صورتش دارند
که با وجود سعیدا شده عیان عارض ۷
دهد ز خوبی باطن مرا نشان عارض ۱
دعای قامت او سرو می کند در باغ
خوشم به گل که خبر می دهد از آن عارض ۲
غبار چهرهٔ جانان نه خط مشکین است
که آه سینهٔ ما کرده جا بر آن عارض ۳
اگر بود قلم قدرتش ز دست افتد
مصوری که کشد ناز آن چنان عارض ۴
چو زلف دست دهد مو به مو پریشانی
هر آن دلی که بیاویزدش بر آن عارض ۵
نقاب چهرهٔ جانان برای چشم بد است
ز چشم پاک نظر کی کند نهان عارض ۶
چه کوری است که انکار صورتش دارند
که با وجود سعیدا شده عیان عارض ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۰۹ - دلا پادشاهی گدایی است محض
گوهر بعدی:شماره ۴۱۱ - یا من فتح باسمک باب السلام فیض
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.