خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از حافظ، مفاهیمی مانند عشق، فنا، نیاز، و درمان را بیان میکند. شاعر از پادشاهیِ دل، ناتوانی در برابر عشق، و گذراییِ وجود سخن میگوید و تأکید میکند که زندگی بدون عشق، پوچ و بیمعناست.
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد و نیاز به تجربه و شناخت بیشتری از ادبیات عرفانی دارد.
شماره ۴۰۹ - دلا پادشاهی گدایی است محض
دلا پادشاهی گدایی است محض
که نی را نوا بینوایی است محض ۱
حکیما ز درمان ما دست [دار]
همین درد ما را دوایی است محض ۲
گهی جنگ و گه ناز و گه آشتی
همه شیوهٔ دلربایی است محض ۳
وجودی که باشد عدم در پی اش
بقایش نگویم فنایی است محض ۴
هر آن کف که خالی بود از کرم
مخوان دست او را که پایی است محض ۵
ز جان گر در این راهت اندیشه است
نه عشق است در سر هوایی است محض ۶
چه مشکل گشاید ز گردون اطلس
که بر دوش عالم قبایی است محض ۷
سعیدا سر و کار با دلبری است
که بیگانه کی آشنایی است محض ۸
که نی را نوا بینوایی است محض ۱
حکیما ز درمان ما دست [دار]
همین درد ما را دوایی است محض ۲
گهی جنگ و گه ناز و گه آشتی
همه شیوهٔ دلربایی است محض ۳
وجودی که باشد عدم در پی اش
بقایش نگویم فنایی است محض ۴
هر آن کف که خالی بود از کرم
مخوان دست او را که پایی است محض ۵
ز جان گر در این راهت اندیشه است
نه عشق است در سر هوایی است محض ۶
چه مشکل گشاید ز گردون اطلس
که بر دوش عالم قبایی است محض ۷
سعیدا سر و کار با دلبری است
که بیگانه کی آشنایی است محض ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۰۸ - من به چشم و رخ آن سرو روانم مخلص
گوهر بعدی:شماره ۴۱۰ - کند ز جوهر معنی مرا بیان عارض
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.