خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عرفانی و عاشقانه به زیباییهای معنوی و عشق الهی میپردازد. شاعر با استفاده از استعارههایی مانند شمع، آفتاب، گلشن، و مشک ناب، به توصیف رابطهی عاشقانهی خود با معشوق الهی میپردازد. در این شعر، مفاهیمی مانند وحدت وجود، جلوههای الهی در طبیعت، و تأثیر پرتو معشوق بر جهان مورد توجه قرار گرفتهاست.
مفاهیم عمیق عرفانی و استعارههای پیچیدهی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، درک صحیح این شعر نیاز به آشنایی با ادبیات عرفانی و فلسفهی اسلامی دارد.
شماره ۳۹۹ - یار ما بنمود رو شد در حجاب از پرتوش
یار ما بنمود رو شد در حجاب از پرتوش
طرفه شمع است این که می گردد بتاب از پرتوش ۱
زینهار ای دل صفات از ذات او خارج مدان
نیست غیریت میان آفتاب از پرتوش ۲
کرد عالم را بنا و جلوه ای در کار کرد
عکس ها افتاد بر روی نقاب از پرتوش ۳
چون نسیمی مو پریشان کرد و بر گلشن گذشت
بر زمین افتاد سنبل شد گلاب از پرتوش ۴
کرد جا در سینهٔ آهو خیال زلف یار
گشت خون در نافهٔ او مشک ناب از پرتوش ۵
داد عکس خویش را بر مردم آبی نشان
قصر حوران است در چشم حباب از پرتوش ۶
از حیا خود را تماشا کرد و خوی بر رخ دمید
تا قیامت گوهرافشان شد سحاب از پرتوش ۷
بر چه سیماب روزی یوسف ما دیده بود
تا به حالا هست او در اضطراب از پرتوش ۸
نیک و بد کی بود چون شد مظهر او آدمی
خیر و شر آمد یکایک در حساب از پرتوش ۹
طرفه مطلوبی سعیدا در کنار آورده ای
کآسمان را داغ دل شد آفتاب از پرتوش ۱۰
طرفه شمع است این که می گردد بتاب از پرتوش ۱
زینهار ای دل صفات از ذات او خارج مدان
نیست غیریت میان آفتاب از پرتوش ۲
کرد عالم را بنا و جلوه ای در کار کرد
عکس ها افتاد بر روی نقاب از پرتوش ۳
چون نسیمی مو پریشان کرد و بر گلشن گذشت
بر زمین افتاد سنبل شد گلاب از پرتوش ۴
کرد جا در سینهٔ آهو خیال زلف یار
گشت خون در نافهٔ او مشک ناب از پرتوش ۵
داد عکس خویش را بر مردم آبی نشان
قصر حوران است در چشم حباب از پرتوش ۶
از حیا خود را تماشا کرد و خوی بر رخ دمید
تا قیامت گوهرافشان شد سحاب از پرتوش ۷
بر چه سیماب روزی یوسف ما دیده بود
تا به حالا هست او در اضطراب از پرتوش ۸
نیک و بد کی بود چون شد مظهر او آدمی
خیر و شر آمد یکایک در حساب از پرتوش ۹
طرفه مطلوبی سعیدا در کنار آورده ای
کآسمان را داغ دل شد آفتاب از پرتوش ۱۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۹۸ - خط سبزی تماشا کردم از رخسار گلگونش
گوهر بعدی:شماره ۴۰۰ - اگر به دست من افتد دوباره ساغر عیش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.