خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این متن از دل‌بستگی و عشق عمیق خود به معشوق سخن می‌گوید و جهان را بی‌ارزش در برابر عشق او می‌داند. او از درد فراق و بی‌قراری دلش می‌نالد و معشوق را با توصیفات زیبا مانند آفتاب و گل‌رویی می‌ستاید. در پایان، شاعر از حق می‌خواهد که یارش را نگهدارد.

این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و تشبیه‌های پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

مشاهده کامل

شماره ۳۹۳ - چرا پر است ز عالم، دل خریدارش

چرا پر است ز عالم، دل خریدارش
که سیم ناسره آمد جهان به بازارش ۱

نشان کوی کسی را دلم طلب دارد
که آفتاب بود پشت و روی دیوارش ۲

دلی که بی الم روزگار باشد نیست
فلک به چرخ درآمد ز داغ بسیارش ۳

چه گویم از گل رویی که نرگس چشمش
به سایهٔ مژه سازد ز خواب بیدارش ۴

میان این همه اهل نظر سعیدا یار
نگاه جانب ما داشت حق نگهدارش ۵
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳۹۲ - ما را به آن نگاه کرامت شعار بخش
گوهر بعدی:شماره ۳۹۴ - اگر چون خضر می بخشند جان را بر شهیدانش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.