خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر به بیان ارزش و اهمیت ویژگیهای خاص در افراد و اشیا میپردازد. شاعر با استفاده از تصاویر مختلف مانند چشم گهربار، جام سرشار، دلدار غمخوار، و یار وفادار، تأکید میکند که بدون این ویژگیها، افراد و اشیا ارزش خود را از دست میدهند. همچنین، شعر به مفاهیمی مانند عشق، رندی، و جهانبینی میپردازد.
متن شامل مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات مانند رندی و پریشانی ممکن است نیاز به بلوغ فکری برای درک صحیح داشته باشد.
شماره ۳۸۶ - چشمی که گهربار نباشد چه کند کس
چشمی که گهربار نباشد چه کند کس
آن جام که سرشار نباشد چه کند کس ۱
دلدار که غمخوار نباشد چه کند کس
یاری که وفادار نباشد چه کند کس ۲
از حال ز خود بی خبران بی خبر از خویش
هر لحظه خبردار نباشد چه کند کس ۳
در دار جهان مرتبهٔ شیخ جنیدی
منصور که بر دار نباشد چه کند کس ۴
زلفی که نپیچد به کمر خوش ننماید
در کفر که زنار نباشد چه کند کس ۵
زاهد ز خرابات سخن برد به مسجد
در خرقه که ستار نباشد چه کند کس ۶
عالم همه گلزار بود لیک چو نرگس
آن دیده که بیدار نباشد چه کند کس ۷
مقصود ز خورشید عتابست [و] حرارت
ماهی که ستمکار نباشد چه کند کس ۸
باغی است جهان لیک پر از خار ملامت
آن باغ که گلزار نباشد چه کند کس ۹
آن دل که به زلف صنم لاله عذاری
چون تاب گرفتار نباشد چه کند کس ۱۰
رندی که پریشانی او ظاهر و پیدا
از گوشهٔ دستار نباشد چه کند کس ۱۱
داریم ز هر گونه متاعی و در این شهر
مردی که خریدار نباشد چه کند کس ۱۲
منظور سعیدا ز جهان روی بتان است
در خلد که دیدار نباشد چه کند کس ۱۳
آن جام که سرشار نباشد چه کند کس ۱
دلدار که غمخوار نباشد چه کند کس
یاری که وفادار نباشد چه کند کس ۲
از حال ز خود بی خبران بی خبر از خویش
هر لحظه خبردار نباشد چه کند کس ۳
در دار جهان مرتبهٔ شیخ جنیدی
منصور که بر دار نباشد چه کند کس ۴
زلفی که نپیچد به کمر خوش ننماید
در کفر که زنار نباشد چه کند کس ۵
زاهد ز خرابات سخن برد به مسجد
در خرقه که ستار نباشد چه کند کس ۶
عالم همه گلزار بود لیک چو نرگس
آن دیده که بیدار نباشد چه کند کس ۷
مقصود ز خورشید عتابست [و] حرارت
ماهی که ستمکار نباشد چه کند کس ۸
باغی است جهان لیک پر از خار ملامت
آن باغ که گلزار نباشد چه کند کس ۹
آن دل که به زلف صنم لاله عذاری
چون تاب گرفتار نباشد چه کند کس ۱۰
رندی که پریشانی او ظاهر و پیدا
از گوشهٔ دستار نباشد چه کند کس ۱۱
داریم ز هر گونه متاعی و در این شهر
مردی که خریدار نباشد چه کند کس ۱۲
منظور سعیدا ز جهان روی بتان است
در خلد که دیدار نباشد چه کند کس ۱۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۸۵ - خورشیدوشی در به دری را چه کند کس
گوهر بعدی:شماره ۳۸۷ - ساقیا در گرد کن جام پیاپی زود باش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.