خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی و فلسفی است که از خواننده میخواهد به جای پرسشهای بیپایان، به سکوت و دروننگری روی آورد. شاعر از عشق، رنج، اضطراب، و گذر زمان سخن میگوید و تأکید دارد که پاسخ بسیاری از پرسشها در سکوت و تجربهی درونی نهفته است.
محتوا دارای مضامین عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رنج، اضطراب، و گذر زمان ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد.
شماره ۳۸۳ - کاکل خود را ببین از پیچ و تاب ما مپرس
کاکل خود را ببین از پیچ و تاب ما مپرس
طالع بیدار خود را بین ز خواب ما مپرس ۱
لب ببند از گفتگو درسی ز حال ما بگیر
جز خموشی نیست حرفی از کتاب ما مپرس ۲
سینهٔ بریان دل مجروح چشم تر مزه است
جای می خالی است ساقی از کباب ما مپرس ۳
نبض ما بگرفت شد دست فلاطون رعشه دار
می شود سیماب، آب از اضطراب ما مپرس ۴
شد چو گردون در محیط عشق سرها سرنگون
موج دریای قدیمیم از حباب ما مپرس ۵
فرصت یک آب خوردن نیست عمرت بیش باد
می شوی سرگشته ای خضر از شتاب ما مپرس ۶
زلف را بگشا گره بر کاکل مشکین مزن
می کنی سررشته گم از پیچ و تاب ما مپرس ۷
آسمان خم شد ز بار نامهٔ اعمال ما
می شوی درمانده از روز حساب ما مپرس ۸
هر چه می خواهی بکن اما مگو چون کرده ای
آنچه می خواهی بگو لیک از جواب ما مپرس ۹
شرح حال ما سعیدا نیست با کس گفتنی
می شوی دیوانه از کیف شراب ما مپرس ۱۰
طالع بیدار خود را بین ز خواب ما مپرس ۱
لب ببند از گفتگو درسی ز حال ما بگیر
جز خموشی نیست حرفی از کتاب ما مپرس ۲
سینهٔ بریان دل مجروح چشم تر مزه است
جای می خالی است ساقی از کباب ما مپرس ۳
نبض ما بگرفت شد دست فلاطون رعشه دار
می شود سیماب، آب از اضطراب ما مپرس ۴
شد چو گردون در محیط عشق سرها سرنگون
موج دریای قدیمیم از حباب ما مپرس ۵
فرصت یک آب خوردن نیست عمرت بیش باد
می شوی سرگشته ای خضر از شتاب ما مپرس ۶
زلف را بگشا گره بر کاکل مشکین مزن
می کنی سررشته گم از پیچ و تاب ما مپرس ۷
آسمان خم شد ز بار نامهٔ اعمال ما
می شوی درمانده از روز حساب ما مپرس ۸
هر چه می خواهی بکن اما مگو چون کرده ای
آنچه می خواهی بگو لیک از جواب ما مپرس ۹
شرح حال ما سعیدا نیست با کس گفتنی
می شوی دیوانه از کیف شراب ما مپرس ۱۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۸۲ - می برندش به همان راه که آمد واپس
گوهر بعدی:شماره ۳۸۴ - اشکی که به گلشن چمن آرا نکند کس
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.