خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر از دردها و رنج‌های زندگی سخن می‌گوید و بیان می‌کند که چگونه برخی از این دردها باعث دوری و پرهیز از چیزهای دیگر می‌شوند. شاعر از بیدلی، تلخکامی، ریا، و ضعف ایمان می‌نالد و در نهایت به حکیمی اشاره می‌کند که پاسخ خسته‌دلان را می‌دهد.

متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و اجتماعی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، برخی از واژه‌ها و مفاهیم ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌وسال نامفهوم یا سنگین باشد.

مشاهده کامل

شماره ۳۷۷ - ز درد ما نه همین آشنا کند پرهیز

ز درد ما نه همین آشنا کند پرهیز
ز بیدلی اجل از درد ما کند پرهیز ۱

ز تلخکامی ذاتیم بس عجب نبود
که از شکستهٔ عظمم هما کند پرهیز ۲

به گاه جلوه چنان نازک است آن کف پا
که همچو چشم ز رنگ حنا کند پرهیز ۳

غبار راه تو هر دیده را که داد جلا
دگر ز سرمه و از توتیا کند پرهیز ۴

درون صومعه خود را هلال می سازد
ریاگری که ز نشو و نما کند پرهیز ۵

از آن زمان که ز یاقوتی لبش خوردم
دل شکسته ام از مومیا کند پرهیز ۶

کسی که خاک شود زر به دست همت او
به خاک افتد و از کیمیا کند پرهیز ۷

حکیم خسته دلان غیر از این جواب نداد
که گفتمش که سعید از چها کند پرهیز ۸

برای قوت ایمان و ضعف اسلامش
کباب داغ مکد از هوا کند پرهیز ۹
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳۷۶ - رسید نامهٔ عنبرفشان مشک آمیز
گوهر بعدی:شماره ۳۷۸ - با چنین دل چون توانم کرد جانان را سپاس
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.