خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از عشق و اشتیاق به معشوق سخن میگوید. او با توصیف زیباییهای معشوق و احساسات خود، از امید به وصال و ناامیدیهای عاشقانه مینویسد. همچنین، به صبر و تحمل در راه عشق اشاره میکند و از دشمنان معشوق نیز یاد میکند. در پایان، شاعر از فراق و یاد معشوق سخن میگوید و احساسات خود را با زیبایی بیان میکند.
متن دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۳۷۶ - رسید نامهٔ عنبرفشان مشک آمیز
رسید نامهٔ عنبرفشان مشک آمیز
به این فقیر دعاگوی بی کس و بی چیز ۱
چو گل گشودم و همچون صبا ز خود رفتم
به آن امید که بینم مگر جمال تو نیز ۲
رسید دام خط و دانه های نقطه در او
چو زلف و خال محبت فزا و مهرانگیز ۳
چه کاغذ و چه مرکب که خط مهر و وفا
به روی روز، رقم کرده خامهٔ شبدیز ۴
کجا به منع کسان دل ز راه او گردد
که چشم مست ز پرهیز می کند پرهیز ۵
امیدوار چنانم که جام و ساغر تو
همیشه از می صدق و صفا بود لبریز ۶
ز بسکه واله و حیران کارهای توام
ز شخص و عکس ندارم در آبگینه تمیز ۷
امید هست مرا از خدای دوست نواز
که دشمنان تو گردند بر هوا ناچیز ۸
مراد دل به تحمل برآید از لب یار
که صبر، لعل کند سنگ را نه آتش تیز ۹
چو نیست یوسف کنعان به کام عاشق زار
بیا بگو که زلیخا چه سود عمر عزیز ۱۰
به یاد وصل تو تنها نه من ز خود رفتم
خیال رفته و دل رفته و سعیدا نیز ۱۱
به این فقیر دعاگوی بی کس و بی چیز ۱
چو گل گشودم و همچون صبا ز خود رفتم
به آن امید که بینم مگر جمال تو نیز ۲
رسید دام خط و دانه های نقطه در او
چو زلف و خال محبت فزا و مهرانگیز ۳
چه کاغذ و چه مرکب که خط مهر و وفا
به روی روز، رقم کرده خامهٔ شبدیز ۴
کجا به منع کسان دل ز راه او گردد
که چشم مست ز پرهیز می کند پرهیز ۵
امیدوار چنانم که جام و ساغر تو
همیشه از می صدق و صفا بود لبریز ۶
ز بسکه واله و حیران کارهای توام
ز شخص و عکس ندارم در آبگینه تمیز ۷
امید هست مرا از خدای دوست نواز
که دشمنان تو گردند بر هوا ناچیز ۸
مراد دل به تحمل برآید از لب یار
که صبر، لعل کند سنگ را نه آتش تیز ۹
چو نیست یوسف کنعان به کام عاشق زار
بیا بگو که زلیخا چه سود عمر عزیز ۱۰
به یاد وصل تو تنها نه من ز خود رفتم
خیال رفته و دل رفته و سعیدا نیز ۱۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۷۵ - نیست راهی خنده را بر آن لب میگون هنوز
گوهر بعدی:شماره ۳۷۷ - ز درد ما نه همین آشنا کند پرهیز
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.