خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی و اخلاقی است که به موضوعاتی مانند عشق الهی، صبر، تواضع، و ارزشهای اخلاقی میپردازد. شاعر از مفاهیمی مانند نور الهی، بادهی معنوی، و صبر در برابر مشکلات سخن میگوید و تأکید میکند که تنها افراد شایسته میتوانند به حقیقت دست یابند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر دشوار بوده و نیاز به تجربه و شناخت بیشتری از ادبیات عرفانی دارد.
شماره ۲۱۸ - عارف چو جهان سرکش مغرور نگردد
عارف چو جهان سرکش مغرور نگردد
شور است محیط آب گهر شور نگردد ۱
حیف است به آن ظرف تنک باده که می را
در ساغر گل نوشد و فغفور نگردد ۲
خورشید کی و پرتو دیدار تو هیهات
هر بی سر و پا لایق این نور نگردد ۳
در باغچهٔ صبر گل بی جگری هاست
زخمی که رسد بر دل و ناصور نگردد ۴
منظور، قبول نظر اوست وگرنه
هر کوه ز رفعت، جبل طور نگردد ۵
خم خشت سر خود نکند تا سرمستی
خاک قدم ریشهٔ انگور نگردد ۶
پیوسته چنان دل که به صد آب، می ناب
همچون شکر از لعل لبش دور نگردد ۷
دل چون گرد از باده علاجش می ناب است
بی نشئهٔ غم غمزه مسرور نگردد ۸
دل را صفت کینه میاموز سعیدا
کاین شان عسل خانهٔ زنبور نگردد ۹
شور است محیط آب گهر شور نگردد ۱
حیف است به آن ظرف تنک باده که می را
در ساغر گل نوشد و فغفور نگردد ۲
خورشید کی و پرتو دیدار تو هیهات
هر بی سر و پا لایق این نور نگردد ۳
در باغچهٔ صبر گل بی جگری هاست
زخمی که رسد بر دل و ناصور نگردد ۴
منظور، قبول نظر اوست وگرنه
هر کوه ز رفعت، جبل طور نگردد ۵
خم خشت سر خود نکند تا سرمستی
خاک قدم ریشهٔ انگور نگردد ۶
پیوسته چنان دل که به صد آب، می ناب
همچون شکر از لعل لبش دور نگردد ۷
دل چون گرد از باده علاجش می ناب است
بی نشئهٔ غم غمزه مسرور نگردد ۸
دل را صفت کینه میاموز سعیدا
کاین شان عسل خانهٔ زنبور نگردد ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۱۷ - نگریم بعد از این ترسم که دل خون جگر گردد
گوهر بعدی:شماره ۲۱۹ - خوشا دلی که چو آیینه جلوگاه تو گردد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.