خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه از گرمی عشق و شور و اشتیاق شاعر به معشوق سخن میگوید. شاعر با استفاده از تصاویر زیبایی مانند باغ، گل، پروانه و آتش، احساسات خود را بیان میکند. او از مستی عشق و بیقراری خود میگوید و معتقد است که تنها عشق معشوق است که میتواند او را زنده نگه دارد.
این شعر دارای مفاهیم عاشقانه عمیق و استفاده از استعارهها و کنایههای ادبی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از عبارات مانند «آتش تو» و «مستی» ممکن است نیاز به سطحی از بلوغ عاطفی و فکری برای درک صحیح داشته باشند.
شماره ۱۸۸ - دلم به گرمی عشق تو باغ باغ شکفت
دلم به گرمی عشق تو باغ باغ شکفت
به سینه از هوس آتش تو داغ شکفت ۱
چرا به سر زنم شعله را چو پروانه
بدین نشاط که امشب گل چراغ شکفت ۲
ز بسکه جامه به تن تنگ بود زد صد چاک
گمان مبر که گل از دولت فراغ شکفت ۳
ز گشت کشت و تماشای باغ مستغنی است
به یک دو ساغر می هر که را دماغ شکفت ۴
همین نه زنده سعیداست بر امید لبت
که ز این هوا گل تصویر در ایاغ شکفت ۵
به سینه از هوس آتش تو داغ شکفت ۱
چرا به سر زنم شعله را چو پروانه
بدین نشاط که امشب گل چراغ شکفت ۲
ز بسکه جامه به تن تنگ بود زد صد چاک
گمان مبر که گل از دولت فراغ شکفت ۳
ز گشت کشت و تماشای باغ مستغنی است
به یک دو ساغر می هر که را دماغ شکفت ۴
همین نه زنده سعیداست بر امید لبت
که ز این هوا گل تصویر در ایاغ شکفت ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۸۷ - هر که آمد عمر خود را صرف سامان کرد و رفت
گوهر بعدی:شماره ۱۸۹ - جوهر تیغی که من بر آن کمر می بینمت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.