خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر از عشق و رنج‌های ناشی از آن سخن می‌گوید. شاعر از درد دل، بی‌قراری، و خطراتی که در راه عشق وجود دارد صحبت می‌کند. همچنین، به موهوم بودن هستی و فناپذیری انسان اشاره می‌کند. تصاویری مانند کشتی طوفان‌زده، پروانهٔ کباب‌شده، و آینه برای بیان احساسات استفاده شده‌اند.

مفاهیم عمیق عاشقانه و عارفانه، استفاده از استعاره‌های پیچیده، و پرداختن به موضوعاتی مانند رنج و فناپذیری ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد.

مشاهده کامل

شماره ۱۵۳ - تا با تو از آن گوشهٔ ابرو نظری هست

تا با تو از آن گوشهٔ ابرو نظری هست
سوز جگر و چشم تر و دردسری هست ۱

تا سر ننهی بی سر و سامان ننشینی
چون کشتی طوفان زده هر دم خطری هست ۲

تا هست در این جسم، ز جان صورت خالی
بر ناصیهٔ من ز مؤثر اثری هست ۳

این هستی موهومهٔ ما شاهد بعد است
پروانه کباب است که تا بال و پری هست ۴

از ناوک آن سخت کمان روی نتابم
چون آینه از سینه سعیدا سپری هست ۵
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۵۲ - باخبر باش که از حال خبرداری هست
گوهر بعدی:شماره ۱۵۴ - جستجوی جان جانان کن که جان پیداست کیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.