خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که مضامین عرفانی و اخلاقی را در بر دارد. شاعر از بیداری و هشیاری سخن میگوید، از وفاداری به دوست و پرهیز از سخن گفتن با بیگانگان یاد میکند، و به پذیرش تقدیر و عشق الهی اشاره دارد. همچنین، از گذر از دنیا و امید به دیدار در جنت سخن میگوید.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات مانند پذیرش قضا و قدر و مفاهیم انتزاعی عرفانی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۵۲ - باخبر باش که از حال خبرداری هست
باخبر باش که از حال خبرداری هست
خواب منع است در آن خانه که بیداری هست ۱
سخن دوست به بیگانه نباید گفتن
می ننوشیم در آن بزم که هشیاری هست ۲
گرچه گل ناز به همراهی بلبل دارد
لاله را همچو منی سوخته دل یاری هست ۳
عهد کردم به کسی [خواجگیی] نفروشم
در جهان تا به غلامیم خریداری هست ۴
یک به یک تیر قضا می رسد و می افتد
غایب از دیدهٔ ما و تو کمانداری هست ۵
نیستی بُله سعیدا ز دو عالم بگذر
دل به جنت چه دهی وعدهٔ دیداری هست ۶
خواب منع است در آن خانه که بیداری هست ۱
سخن دوست به بیگانه نباید گفتن
می ننوشیم در آن بزم که هشیاری هست ۲
گرچه گل ناز به همراهی بلبل دارد
لاله را همچو منی سوخته دل یاری هست ۳
عهد کردم به کسی [خواجگیی] نفروشم
در جهان تا به غلامیم خریداری هست ۴
یک به یک تیر قضا می رسد و می افتد
غایب از دیدهٔ ما و تو کمانداری هست ۵
نیستی بُله سعیدا ز دو عالم بگذر
دل به جنت چه دهی وعدهٔ دیداری هست ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۵۱ - نشئهٔ آب حیات از لعل شکرکام اوست
گوهر بعدی:شماره ۱۵۳ - تا با تو از آن گوشهٔ ابرو نظری هست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.