خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که از مفاهیمی مانند عشق، دیوانگی، زهد، و اسرار روحانی سخن میگوید. شاعر از جدایی، عشق به معشوق، و تأملات عرفانی صحبت میکند و با استفاده از نمادهایی مانند یوسف و زلیخا، شب یلدا، و دیوانه، احساسات عمیق خود را بیان میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات نمادین مانند یوسف و زلیخا نیاز به دانش ادبی و فرهنگی دارد که معمولاً در سنین بالاتر کسب میشود.
شماره ۱۲۰ - چشمش همین نه دین و دل از ما گرفته است
چشمش همین نه دین و دل از ما گرفته است
جز خویش هر چه دیده در این جا گرفته است ۱
دیگر کشد سر از بغل حکم آسمان
دیوانه ای که دامن صحرا گرفته است ۲
اکثر ز سیر خویشتنش روی داده است
فیضی که چشم ما ز تماشا گرفته است ۳
زاهد اگرچه ترک سرانجام کرده است
آوازه اش ولی همه دنیا گرفته است ۴
گردیده چاک پیرهن یوسفم بخیر
دامان خود ز دست زلیخا گرفته است ۵
روی تو را به زلف سیاه تو نسبتی است
روزی است دامن شب یلدا گرفته است ۶
سر برده است و محرم اسرار کرده است
دل داده و زبان سعیدا گرفته است ۷
جز خویش هر چه دیده در این جا گرفته است ۱
دیگر کشد سر از بغل حکم آسمان
دیوانه ای که دامن صحرا گرفته است ۲
اکثر ز سیر خویشتنش روی داده است
فیضی که چشم ما ز تماشا گرفته است ۳
زاهد اگرچه ترک سرانجام کرده است
آوازه اش ولی همه دنیا گرفته است ۴
گردیده چاک پیرهن یوسفم بخیر
دامان خود ز دست زلیخا گرفته است ۵
روی تو را به زلف سیاه تو نسبتی است
روزی است دامن شب یلدا گرفته است ۶
سر برده است و محرم اسرار کرده است
دل داده و زبان سعیدا گرفته است ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۹ - گردون مروتی به فقیران نداشته است
گوهر بعدی:شماره ۱۲۱ - آن [چشم] دل سیه که [زمامم] گرفته است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.