خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر عاشقانه و پر از تصاویر شاعرانه است که در آن شاعر از زیبایی معشوق و تأثیر آن بر طبیعت و جهان سخن می‌گوید. عناصری مانند زلف معشوق، چشم‌های سیاه، ماه و خورشید به‌کار رفته‌اند تا عشق و ستایش شاعر را نشان دهند.

محتوا شامل مضامین عاشقانه و استفاده از استعاره‌های پیچیده است که درک آن برای مخاطبان جوان‌تر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم عمیق و زیبایی‌شناختی شعر نیاز به بلوغ فکری دارد.

مشاهده کامل

شماره ۵۸ - کاکل کمند زلف تو شد دام آفتاب

کاکل کمند زلف تو شد دام آفتاب
تا شد غزال چشم سیه رام آفتاب ۱

زان دم که ماه روی تو را دیده ام به خواب
هرگز نبرده ام به غلط نام آفتاب ۲

زان رو که ناز گوشهٔ ابرو بود بلند
مه می شود هلال به پیغام آفتاب ۳

لعل لبش به چشم سیاهش نمی رسد
نسبت به جام می نکنم جام آفتاب ۴

آغاز مهر نیم دمی صبح صادق است
یک شام بیش نیست سرانجام آفتاب ۵

هر شب برای داشتن [پاس] خاطر است
مشعل فروزی فلک و بام آفتاب ۶

هرگز نیافت روزی خود غیر قرص نور
تا لقمه خوار خوان تو شد کام آفتاب ۷

هرگز ندیده ایم سعیدا ز مفلسی
یک خرقهٔ درست بر اندام آفتاب ۸
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۵۷ - در خم هر حلقهٔ زلفش رهین است آفتاب
گوهر بعدی:شماره ۵۹ - ساقی مکن دریغ ز پیر و جوان شراب
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.