این متن شعری است که در آن شاعر از عشق و فراق سخن میگوید. او از خاطرات روزهای وصل و شور عشق خود یاد میکند و از درد دوری و فراق شکوه میکند. شاعر بیان میکند که دوری از معشوق نه تنها باعث فراموشی عشق نمیشود، بلکه آتش عشق او را شعلهورتر میکند. او از طبیعت و منازل معشوق خود نیز یاد میکند و غم و اندوه خود را با تصاویر زیبا از طبیعت و عشق بیان میکند.
این متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان شعری و استعارههای پیچیده ممکن است برای سنین پایینتر دشوار باشد. بنابراین، این متن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است.
ایضا فی الغزل
تضیق علی نفس یجور حبیبها ۱
فیالیت شعری ای ارض ترحلوا
و بینی و بین الحی بید اجوبها ۲
ذکرت لیالی الوصل و اشتاق باطنی
فیا حبذا تلک اللیالی و طیبها ۳
و مجلسنا یحکی منازل جنة
و فی ید حوراء المحلة کوبها ۴
بقلبی هوی کالنمل یا صاح لم یزل
تقرض احشائی و یخفی دبیبها ۵
فلا تحسبن البعد یورث سلوة
فنار غرامی لیس یطفی لهیبها ۶
و جلباب عهدی لایرث جدیده
و روضة حبی لایجف رطیبها ۷
سقی سحب الوسمی غیطان ارضکم
و ان لم یکن طوفان عینی ینوبها ۸
منازل سلمی شوقتنی کابة
و ما ضر سلمی ان یحن کئیبها ۹
بکت مقلة السعدی ما ذکرالحمی
واطیب ما یبکی ادیار غریبها ۱۰
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.