خلاصه و ردهبندی سنی
16+
در این متن، شاعر از وضعیت دشواری سخن میگوید که در آن یک زن در حال زایمان است و نیاز به کمک دارد. او از خداوند طلب یاری میکند و به نااهلان و بیکفایتان اشاره میکند که جایگاه بلندی یافتهاند، در حالی که آزادگان هوشمند مورد بیتوجهی قرار گرفتهاند. همچنین، شاعر به قدرت و مقاومت مردان واقعی در برابر سختیها اشاره میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق اجتماعی و اخلاقی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از عبارات ممکن است نیاز به تفسیر داشته باشند که برای سنین بالاتر مناسبتر است.
شمارهٔ ۹۴ - مثنویات
چو آمد گه زادن زن فراز
بکشکینه گرمش آمد نیاز ۱
من و زن در آن خانه تنها و بس
مرا گفت کی شوی، فریادرس ۲
اگر شوربائی بچنگ آوری
من مرده را باز رنگ آوری ۳
چو نااهل را قدر گردد بلند
نباشد چو آزاده هوشمند ۴
اگر چه چنارست برگش بزرگ
نباشد در آن نفع برگ تورک ۵
خدایا تو این جمله را دست گیر
ورستاد جودت ز ما وامگیر ۶
بزخمی کزوغ ورا خرد کرد
همین حرب سازند مردان مرد ۷
مرد را کرد گردن و سر و پشت
کوفته سر بسر بکاج و بمشت ۸
بکشکینه گرمش آمد نیاز ۱
من و زن در آن خانه تنها و بس
مرا گفت کی شوی، فریادرس ۲
اگر شوربائی بچنگ آوری
من مرده را باز رنگ آوری ۳
چو نااهل را قدر گردد بلند
نباشد چو آزاده هوشمند ۴
اگر چه چنارست برگش بزرگ
نباشد در آن نفع برگ تورک ۵
خدایا تو این جمله را دست گیر
ورستاد جودت ز ما وامگیر ۶
بزخمی کزوغ ورا خرد کرد
همین حرب سازند مردان مرد ۷
مرد را کرد گردن و سر و پشت
کوفته سر بسر بکاج و بمشت ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۹۳ - قطعه
گوهر بعدی:شمارهٔ ۹۵ - قطعه هزلیه
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.