خلاصه و ردهبندی سنی
18+
این متن یک گفتگوی طنزآمیز بین دو شخصیت است که یکی خود را مسجدی و دیگری را هیز گلخنی خطاب میکند. هر یک از آنها با طعنه و کنایه به دیگری پاسخ میدهد و در نهایت گفتگو به مشاجره میکشد.
متن شامل الفاظ توهینآمیز و طعنههای تند است که ممکن است برای مخاطبان جوان مناسب نباشد.
شمارهٔ ۹۳ - قطعه
گفتم همی چه گوئی ای هیز گلخنی
گفتا که چه شنیدی ای پیر مسجدی ۱
گفتم یکی که مسجدیم چون نه غرمنم
گفتا تو نیز هم نه چنین پیر زاهدی ۲
گفتم پلید بینی، لنگی بزرگ پای
محکم ستبر ساقی زین گرد ساعدی ۳
چون هیز طیره شد ز میان ربوخه گفت
بر ریش خربطان ریم ای خواجه عسجدی ۴
گفتا که چه شنیدی ای پیر مسجدی ۱
گفتم یکی که مسجدیم چون نه غرمنم
گفتا تو نیز هم نه چنین پیر زاهدی ۲
گفتم پلید بینی، لنگی بزرگ پای
محکم ستبر ساقی زین گرد ساعدی ۳
چون هیز طیره شد ز میان ربوخه گفت
بر ریش خربطان ریم ای خواجه عسجدی ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۹۲ - وله
گوهر بعدی:شمارهٔ ۹۴ - مثنویات
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.