خلاصه و ردهبندی سنی
16+
در این متن، فردی مسیحی با دستانی الماسگون وارد میشود و بر کرسی مینشیند. او بازوی خواجه عمید را میبندد و هنگامی که دستانش را میبیند، میگوید چنین دستانی را نباید شکست. سپس سر فرود میآورد و بوسهای میزند و از شاخههای سمن و ارغوان برمیخیزد.
متن دارای مفاهیم نمادین و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، درک عمیقتر آن نیاز به آشنایی با ادبیات و تمثیلهای کلاسیک دارد.
شمارهٔ ۱۱ - قطعه
آمد آن رگ زن مسیح پرست
شست الماسگون گرفته به دست ۱
کرسی افکند و برنشست برو
بازوی خواجه عمید ببست ۲
شست چون دید گفت عز و علا
اینچنین دست را نشاید خست ۳
سر فرو برد و بوسه ای بربود
وز سمن شاخ ارغوان برجست ۴
شست الماسگون گرفته به دست ۱
کرسی افکند و برنشست برو
بازوی خواجه عمید ببست ۲
شست چون دید گفت عز و علا
اینچنین دست را نشاید خست ۳
سر فرو برد و بوسه ای بربود
وز سمن شاخ ارغوان برجست ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۱۰ - تغزل
گوهر بعدی:شمارهٔ ۱۲ - رباعی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.