خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر از حافظ، بیانگر درد و رنج عاشقانه، ناامیدی از عشق و شکایت از بی‌وفایی معشوق است. شاعر با استفاده از تصاویر و استعاره‌های زیبا، احساسات خود را نسبت به بی‌مهری معشوق و ناعادلانه بودن دنیا بیان می‌کند.

محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

مشاهده کامل

شماره ۳۱۱ - در زمهریر سینه آسودگان نه ای

در زمهریر سینه آسودگان نه ای
ای دل بدین که غمزده ای شادمان نه ای؟ ۱

ای دیده اشک ریختن آیین تازه نیست
خود را ز ما مگیر اگر خون فشای نه ای ۲

بلبل به گوشه قفس از خستگی منال
چون من به بند خار و خس آشیان نه ای ۳

داغم ز ناکسی که به تمهید آشتی
رنجیده ای ز غیر و به من مهربان نه ای ۴

گویی یکی ست پیش تو بود و نبود من
با من نشسته ای و ز من سرگران نه ای ۵

آخر نبوده ایم در اول خداپرست
با ما ز سادگی ست اگر بدگمان نه ای ۶

با خویش در شمار جفا همدم منی
با غیر در حساب وفا همزبان نه ای ۷

دانسته ای که عاشق زارم گدا نیم
دانم که شاهدی شه گیتی ستان نه ای ۸

نازم تلون تو به بخت خود و رقیب
با او چنین نبودی و با ما چنان نه ای ۹

با دیده چیست کار تو؟ لخت جگر نه ای
در دل چراست جای تو؟ سوز نهان نه ای ۱۰

غالب ز بود تست که تنگست بر تو دهر
بر خویشتن ببال اگر در میان نه ای ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳۱۰ - سرچشمه خونست ز دل تا به زبان های
گوهر بعدی:شماره ۳۱۲ - خشنود شوی چون دل خشنود نیابی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.