خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر بیانگر درد و رنج شاعر از غمها و بلاهای زندگی است. او از بخت بد، تنهایی و ناکامیهای خود مینالد و در عین حال به دنبال آرامش و شنیده شدن است. شاعر از دوستان و آشنایان نیز گلایه دارد و در نهایت به مخاطب توصیه میکند که به شعر و سخن روی آورد تا حرفهای ناشنیده را بشنود.
متن دارای مضامین عمیق عرفانی و اجتماعی است که درک آن به بلوغ فکری و تجربه زندگی نیاز دارد. همچنین برخی از مفاهیم مانند ناامیدی و گلایه از بخت ممکن است برای سنین پایین سنگین باشد.
شماره ۳۰۹ - دارم دلی ز غصه گرانبار بوده ای
دارم دلی ز غصه گرانبار بوده ای
بر خویشتن ز آبله چیزی فزوده ای ۱
دل آن بلا کزو نفسی برق خرمنی
بخت آنچنان کزو اثر مرگ دوده ای ۲
از بهر خویش ننگم و دارم ز بخت چشم
خود را در آب و آینه رخ نانموده ای ۳
گمنام و زهد کیشم و خواهم به من رسد
در رختخواب شاه به مستی غنوده ای ۴
خواهم ز خواب بر رخ لیلی گشایمش
چشمی نگه به پرده محمل نسوده ای ۵
خواهم شود به شکوه و پیغاره رام من
در گونه گون ادا به زبانها ستوده ای ۶
با دین و دانش چو منی تا چه ها کند
سجاده و عمامه ز صنعان ربوده ای؟ ۷
با دوستان مباحثه دارم ز سادگی
در باب آشنایی تا آزموده ای ۸
خجلت نگر که در حسناتم نیافتند
جز روزه درست به صهبا گشوده ای ۹
در بزم غالب آی و به شعر و سخن گرای
خواهی که بشنوی سخن ناشنوده ای ۱۰
بر خویشتن ز آبله چیزی فزوده ای ۱
دل آن بلا کزو نفسی برق خرمنی
بخت آنچنان کزو اثر مرگ دوده ای ۲
از بهر خویش ننگم و دارم ز بخت چشم
خود را در آب و آینه رخ نانموده ای ۳
گمنام و زهد کیشم و خواهم به من رسد
در رختخواب شاه به مستی غنوده ای ۴
خواهم ز خواب بر رخ لیلی گشایمش
چشمی نگه به پرده محمل نسوده ای ۵
خواهم شود به شکوه و پیغاره رام من
در گونه گون ادا به زبانها ستوده ای ۶
با دین و دانش چو منی تا چه ها کند
سجاده و عمامه ز صنعان ربوده ای؟ ۷
با دوستان مباحثه دارم ز سادگی
در باب آشنایی تا آزموده ای ۸
خجلت نگر که در حسناتم نیافتند
جز روزه درست به صهبا گشوده ای ۹
در بزم غالب آی و به شعر و سخن گرای
خواهی که بشنوی سخن ناشنوده ای ۱۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۰۸ - کیستم دست به مشاطگی جان زده ای
گوهر بعدی:شماره ۳۱۰ - سرچشمه خونست ز دل تا به زبان های
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.