خلاصه و ردهبندی سنی
18+
این شعر بیانگر درد و رنج عمیق شاعر است که از عشق و غم فراوان رنج میبرد. او از خدا میخواهد که غم و آتش را بر سرش بریزد و دلش را از گریه بیرنگ به جوش آورد. شاعر از ناامیدی و رنجهای عاطفی سخن میگوید و تمایل دارد که تمام دردها و اشکهایش را در وجودش جاری کند.
متن حاوی مضامین عمیق عاطفی و رنجهای روحی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین و نامناسب باشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و احساسات شدید، درک کامل شعر را برای سنین پایینتر دشوار میکند.
شماره ۲۰۴ - یارب ز جنون طرح غمی در نظرم ریز
یارب ز جنون طرح غمی در نظرم ریز
صد بادیه در قالب دیوار و درم ریز ۱
از مهر جهانتاب امید نظرم نیست
این تشت پر از آتش سوزان به سرم ریز ۲
دل را ز غم گریه بیرنگ به جوش آر
اجزای جگر حل کن و در چشم ترم ریز ۳
هر برق که نظاره گدازست نهادش
بگداز و به پیمانه ذوق نظرم ریز ۴
سرمست می لذت دردم به خرام آر
وین شیشه دل بشکن و در رهگذرم ریز ۵
هر خون که عبث گرم شود در دلم افگن
هر برق که بی صرفه جهد بر اثرم ریز ۶
هر جا نم آبی ست به مژگان ترم بخش
از قلزم و جیحون کف خاکی به سرم ریز ۷
از شیشه گر آیین نتوان بست شبم را
باری گل پیمانه به جیب سحرم ریز ۸
گیرم که به افشاندن الماس نیرزم
مشتی نمک سوده به زخم جگرم ریز ۹
این سوز طبیعی نگدازد نفسم را
صد شعله بیفشار و به مغز شررم ریز ۱۰
مسکین خبر از لذت آزار ندارد
خارم کن و در رهگذر چاره گرم ریز ۱۱
وجهی که به پامزد توان داد ندارم
آبم کن و اندر قدم نامه برم ریز ۱۲
دارم سر هم طرحی غالب چه جنونست؟
یارب ز جنون طرح غمی در نظرم ریز ۱۳
صد بادیه در قالب دیوار و درم ریز ۱
از مهر جهانتاب امید نظرم نیست
این تشت پر از آتش سوزان به سرم ریز ۲
دل را ز غم گریه بیرنگ به جوش آر
اجزای جگر حل کن و در چشم ترم ریز ۳
هر برق که نظاره گدازست نهادش
بگداز و به پیمانه ذوق نظرم ریز ۴
سرمست می لذت دردم به خرام آر
وین شیشه دل بشکن و در رهگذرم ریز ۵
هر خون که عبث گرم شود در دلم افگن
هر برق که بی صرفه جهد بر اثرم ریز ۶
هر جا نم آبی ست به مژگان ترم بخش
از قلزم و جیحون کف خاکی به سرم ریز ۷
از شیشه گر آیین نتوان بست شبم را
باری گل پیمانه به جیب سحرم ریز ۸
گیرم که به افشاندن الماس نیرزم
مشتی نمک سوده به زخم جگرم ریز ۹
این سوز طبیعی نگدازد نفسم را
صد شعله بیفشار و به مغز شررم ریز ۱۰
مسکین خبر از لذت آزار ندارد
خارم کن و در رهگذر چاره گرم ریز ۱۱
وجهی که به پامزد توان داد ندارم
آبم کن و اندر قدم نامه برم ریز ۱۲
دارم سر هم طرحی غالب چه جنونست؟
یارب ز جنون طرح غمی در نظرم ریز ۱۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۰۳ - یقین عشق کن و از سر گمان برخیز
گوهر بعدی:شماره ۲۰۵ - لطفی به تحت هر نگه خشمگین شناس
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.