خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از غالباً از عشق، فراق، اضطراب و نگرانیهای عاطفی سخن میگوید. شاعر احساساتی مانند ترس، شوق، و حسرت را با تصاویر زیبایی مانند طایر سوخته، دزد گنجینه، و سوار بیعنوان بیان میکند. همچنین، مضامین معنوی مانند ارتباط با خدا و اضطراب روحانی نیز در آن دیده میشود.
مفاهیم عمیق عرفانی و عاطفی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، برخی از تصاویر و استعارهها نیاز به درک ادبی بالاتری دارند.
شماره ۱۴۰ - گرسنه به که برآید ز فاقه جانش و لرزد
گرسنه به که برآید ز فاقه جانش و لرزد
از آن که دررسد از راه میهمانش و لرزد ۱
نفس به گرد دل از مهر می تپد به فراقت
چو طایری که بسوزانی آشیانش و لرزد ۲
منم به وصل به گنجینه راه یافته دزدی
که در ضمیر بود بیم پاسبانش و لرزد ۳
دگر به کام خود ای دل چه بهره برد توانی
ز ساده ای که زنی بوسه بر دهانش و لرزد ۴
نترسد ار ز گسستن خدا نخواسته باشد
چرا رسد سر آن طره بر میانش و لرزد؟ ۵
ز شور ناله دل دارد اضطراب روانم
چو رایضی که ز کف در رود عنانش و لرزد ۶
ز جنبش مژه مانی دم نگاه به مستی
که بی اراده جهد تیر از کمانش و لرزد ۷
ز شیخ وجد به ذوق نشاط نغمه نیابی
مگر به دل گذرد مرگ ناگهانش و لرزد ۸
فغان ز خجلت صراف کم عیار که ناگه
برآورند زر قلب از دکانش و لرزد ۹
گر از فشاندن جان شور نیست در سر غالب
چرا به سجده نهد سر بر آستانش و لرزد ۱۰
از آن که دررسد از راه میهمانش و لرزد ۱
نفس به گرد دل از مهر می تپد به فراقت
چو طایری که بسوزانی آشیانش و لرزد ۲
منم به وصل به گنجینه راه یافته دزدی
که در ضمیر بود بیم پاسبانش و لرزد ۳
دگر به کام خود ای دل چه بهره برد توانی
ز ساده ای که زنی بوسه بر دهانش و لرزد ۴
نترسد ار ز گسستن خدا نخواسته باشد
چرا رسد سر آن طره بر میانش و لرزد؟ ۵
ز شور ناله دل دارد اضطراب روانم
چو رایضی که ز کف در رود عنانش و لرزد ۶
ز جنبش مژه مانی دم نگاه به مستی
که بی اراده جهد تیر از کمانش و لرزد ۷
ز شیخ وجد به ذوق نشاط نغمه نیابی
مگر به دل گذرد مرگ ناگهانش و لرزد ۸
فغان ز خجلت صراف کم عیار که ناگه
برآورند زر قلب از دکانش و لرزد ۹
گر از فشاندن جان شور نیست در سر غالب
چرا به سجده نهد سر بر آستانش و لرزد ۱۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳۹ - من به وفا مردم و رقیب به در زد
گوهر بعدی:شماره ۱۴۱ - تا کیم دود شکایت ز بیان برخیزد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.