خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از رنج و درد زندگی خود میگوید و احساس میکند که تقدیرش مانند آتشی است که دلش را میسوزاند. او با اشکهایش نمیتواند این درد را تسکین دهد و از زمانی که به دنیا آمده، مانند شمعی در حال سوختن و نابودی است.
متن دارای مضامین عمیق فلسفی و عاطفی مانند درد، تقدیر و مرگ است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، این نوع مفاهیم برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است.
شماره ۴۹۳ - من سوخته دل ز آتش تقدیرم
من سوخته دل ز آتش تقدیرم
وز آب دو دیده کی بود تدبیرم ۱
زان دم که چو شمع زندگی یافته ام
میسوزم و میگدازم و میمیرم ۲
وز آب دو دیده کی بود تدبیرم ۱
زان دم که چو شمع زندگی یافته ام
میسوزم و میگدازم و میمیرم ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۹۲ - ما ز هر غم عشق تو چون قند خوریم
گوهر بعدی:شماره ۴۹۴ - با درد خوش دلم چه درمان دارم؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.