خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از تکرار و یکنواختی زندگی شکایت میکند و از این که مدام در حال نگاه کردن به گذر زمان (سال، ماه، روز، هفته و شب) است ابراز نارضایتی میکند. همچنین، از رنجهای عاطفی (خوردن خون دل) و بیمعنایی زندگی حتی با وجود موهبتهای ارزشمند مانند آب حیات سخن میگوید.
محتوا شامل مفاهیم عمیق فلسفی و عاطفی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، بیان غم و ناامیدی ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
شماره ۴۶۵ - تا چند بعالم مکرر نگریم
تا چند بعالم مکرر نگریم
سال و مه و روز و هفته و شب نگریم ۱
تا چند خوریم خون دل کین خور شست
گر آب حیات هم بود چند خوریم ۲
سال و مه و روز و هفته و شب نگریم ۱
تا چند خوریم خون دل کین خور شست
گر آب حیات هم بود چند خوریم ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۶۴ - تا کی ز خمار می سرافکنده شویم
گوهر بعدی:شماره ۴۶۶ - از بسکه زناکسان پریشان شده ام
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.