این شعر از نادرشاه افشار بیانگر مفاهیم عرفانی و فلسفی است. شاعر از توحید و عشق الهی سخن میگوید و تأکید میکند که اهل بهشت در برابر حوادث متفرق نمیشوند. او همچنین به اهمیت پایداری و تلاش در راه خدا اشاره میکند و میگوید که حتی اگر کسی از راه بازگردد، میتواند دوباره پیشرفت کند. در پایان، شاعر به سعدی اشاره میکند و میگوید که گرفتن دامن اقبال کاری است که هر کسی از عهده آن برنمیآید.
این شعر حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم پیچیده ممکن است برای خوانندگان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۲۱ - نادر از عالم توحید کسی برخیزد
کز سر هر دو جهان در نفسی برخیزد ۱
آستین کشتهٔ غیرت شود اندر ره عشق
کز پی هر شکری چون مگسی برخیزد ۲
به حوادث متفرق نشوند اهل بهشت
طفل باشد که به بانگ جرسی برخیزد ۳
سنگوش در ره سیلاب کجا دارد پای
هر که زین راه به بادی چو خسی برخیزد ۴
گرچه دوری به روش کوش که در راه خدای
سابقی گردد اگر بازپسی برخیزد ۵
سعدیا دامن اقبال گرفتن کاریست
که نه از پنجهٔ هر بوالهوسی برخیزد ۶
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.