خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی و فلسفی است که به موضوعاتی مانند عشق به جهان و خالق آن، پذیرش درد و شادی به عنوان بخشی از زندگی، و تسلیم در برابر اراده الهی میپردازد. شاعر بیان میکند که همه چیز در جهان از خالق است و تفاوتی بین غم و شادی برای عارف وجود ندارد. همچنین، او بر اهمیت عبادت و تسلیم در برابر خداوند تأکید میکند.
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند تسلیم در برابر درد و رنج ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار یا نامفهوم باشد.
غزل ۱۳ - به جهان خرم از آنم که جهان خرم ازوست
به جهان خرم از آنم که جهان خرم ازوست
عاشقم بر همه عالم که همه عالم ازوست ۱
به غنیمت شمر ای دوست دم عیسی صبح
تا دل مرده مگر زنده کنی کاین دم ازوست ۲
نه فلک راست مسلم نه ملک را حاصل
آنچه در سر سویدای بنیآدم ازوست ۳
به حلاوت بخورم زهر که شاهد ساقیست
به ارادت ببرم درد که درمان هم ازوست ۴
زخم خونینم اگر به نشود به باشد
خنک آن زخم که هر لحظه مرا مرهم ازوست ۵
غم و شادی بر عارف چه تفاوت دارد
ساقیا باده بده شادی آن کاین غم ازوست ۶
پادشاهی و گدایی بر ما یکسانست
که برین در همه را پشت عبادت خم ازوست ۷
سعدیا گر بکند سیل فنا خانهٔ عمر
دل قوی دار که بنیاد بقا محکم ازوست ۸
عاشقم بر همه عالم که همه عالم ازوست ۱
به غنیمت شمر ای دوست دم عیسی صبح
تا دل مرده مگر زنده کنی کاین دم ازوست ۲
نه فلک راست مسلم نه ملک را حاصل
آنچه در سر سویدای بنیآدم ازوست ۳
به حلاوت بخورم زهر که شاهد ساقیست
به ارادت ببرم درد که درمان هم ازوست ۴
زخم خونینم اگر به نشود به باشد
خنک آن زخم که هر لحظه مرا مرهم ازوست ۵
غم و شادی بر عارف چه تفاوت دارد
ساقیا باده بده شادی آن کاین غم ازوست ۶
پادشاهی و گدایی بر ما یکسانست
که برین در همه را پشت عبادت خم ازوست ۷
سعدیا گر بکند سیل فنا خانهٔ عمر
دل قوی دار که بنیاد بقا محکم ازوست ۸
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۲ - آن به که چون منی نرسد در وصال دوست
گوهر بعدی:غزل ۱۴ - از جان برون نیامده جانانت آرزوست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.