خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که در آن شاعر از مفاهیمی مانند فروتنی، عشق، آزادگی و خدمت به دیگران سخن میگوید. او از آیینه به عنوان نماد صداقت و سادگی یاد میکند و بر ارزش آزادی و رهایی از غم تأکید دارد. همچنین، شاعر محیطی مانند بزم را به بهشت ترجیح میدهد، زیرا در آن شادی و آمادگی برای طرب وجود دارد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و اخلاقی است که درک آنها ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال دشوار باشد. همچنین، برخی از اشارات مانند مقایسه بزم با بهشت نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۳۸۲ - پیش سگت چو اشک من لافد ز مردم زادگی
پیش سگت چو اشک من لافد ز مردم زادگی
کاینجا بود شرط ادب مسکینی و افتادگی ۱
آیینه با رخسار تو خود در مقابل چون کند
عکس رخت بازی دهد آیینه را از سادگی ۲
جان تا نسوزم پیش تو ننشینم از پا همچو شمع
تا زنده ام در خدمتت دارم بجان استادگی ۳
از مطرب و ساقی و می بزمت به از جنت بود
در جنت اسباب طرب نبود بدین آمادگی ۴
اهلی چه در بند غمی آزاده همچون سرو شو
کز هرچه در عالم بود خوشتر بود آزادگی ۵
کاینجا بود شرط ادب مسکینی و افتادگی ۱
آیینه با رخسار تو خود در مقابل چون کند
عکس رخت بازی دهد آیینه را از سادگی ۲
جان تا نسوزم پیش تو ننشینم از پا همچو شمع
تا زنده ام در خدمتت دارم بجان استادگی ۳
از مطرب و ساقی و می بزمت به از جنت بود
در جنت اسباب طرب نبود بدین آمادگی ۴
اهلی چه در بند غمی آزاده همچون سرو شو
کز هرچه در عالم بود خوشتر بود آزادگی ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳۸۱ - سوخت دل از ناله ام چند خروشد کسی
گوهر بعدی:شماره ۱۳۸۳ - سوختم شمع صفت تا شدم آتش نفسی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.