خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از درد و رنج عشق و جدایی میگوید و از بیتوجهی دیگران به حالش شکایت میکند. او مرگ را به جان میخرد و آرزو میکند کسی دردش را بفهمد. شاعر به بیفایدگی تلاشهایش در برابر بختِ بد اشاره میکند و از زیبایی معشوق میگوید که آینهاش زنگارِ دل را میزداید. او تأکید میکند که بدون معشوق، حتی آب حیات هم تلخ است و از دیگران میخواهد که مانعِ ابراز احساساتش نشوند.
محتوا شامل مضامین عاشقانهای است که درک آنها به بلوغ عاطفی نیاز دارد. همچنین، اشاره به مرگ و رنجهای عاطفی ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
شماره ۱۳۸۱ - سوخت دل از ناله ام چند خروشد کسی
سوخت دل از ناله ام چند خروشد کسی
مرگ بجان میخرم کاش فروشد کسی ۱
بیخ من و کوهکن کوشش بی بخت کند
آدمی از سنگ نیست چند بکوشد کسی ۲
آینه حسن تو زنگ ز دل میبرد
حیف بود کز رخت دیده بپوشد کسی ۳
تلخ بود بی تو می زهر بود گر خورم
آب حیات ای پسر بیتو ننوشد کسی ۴
مانع اهلی مشو گر بخروشد ز غم
دل مخراش از ستم تا نخروشد کسی ۵
مرگ بجان میخرم کاش فروشد کسی ۱
بیخ من و کوهکن کوشش بی بخت کند
آدمی از سنگ نیست چند بکوشد کسی ۲
آینه حسن تو زنگ ز دل میبرد
حیف بود کز رخت دیده بپوشد کسی ۳
تلخ بود بی تو می زهر بود گر خورم
آب حیات ای پسر بیتو ننوشد کسی ۴
مانع اهلی مشو گر بخروشد ز غم
دل مخراش از ستم تا نخروشد کسی ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳۸۰ - سوختم چند چو برق آیی و چون باد روی
گوهر بعدی:شماره ۱۳۸۲ - پیش سگت چو اشک من لافد ز مردم زادگی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.