شاعر در این متن از بیتوجهی و دوری معشوق شکایت میکند و بیان میکند که معشوق با وجود جور و ستم، گاهی نگاهی به او میاندازد اما دوباره روی برمیگرداند. شاعر میداند که معشوق همنشینی با او را نمیخواهد، اما اگر هم بخواهد، دیگران اجازه نمیدهند. شاعر از ناز و سرکشی معشوق میگوید و از او میخواهد که اگر میلی به کسی دارد، آن را نشان دهد. در پایان، شاعر هشدار میدهد که گوش دادن به سخنان او ممکن است غم و اندوه به همراه داشته باشد.
متن حاوی مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آنها نیاز به بلوغ عاطفی دارد. همچنین، برخی از عبارات ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا سنگین باشد.
شماره ۱۲۹۳ - با دیگران بعشوه سخن هر نفس کنی
بیچاره من که چون رسم از دور بس کنی ۱
دانم که هست با همه جورت نظر بمن
کز من چو بگذری نظری بازپس کنی ۲
هرگز هوس بصحبت من نیستت ولی
کی مدعی گذارد اگر هم هوس کنی ۳
زینسانکه شیوه تو همه ناز و سر کشی است
ایسرو ناز مشکل اگر میل کس کنی ۴
اهلی بهوش باش که خواب غم آورد
گر گوش بر فسانه من یکنفس کنی ۵
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.