خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه بیانگر درد و رنج عاشق است که دلش از عشق سوخته و حاضر به فراموشی عقل و خرد در راه معشوق است. شاعر از عشق بیپایان و فداکاری در راه معشوق سخن میگوید و حتی از دست دادن خرد و صبر را در این راه میپذیرد.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و فداکاری است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۲۴۶ - چون شمع دل از داغ تو افروختنش به
چون شمع دل از داغ تو افروختنش به
عاشق که دل افسرده بود سوختنش به ۱
گر رسم وره عقل ندانم مکنم عیب
کاین دانش بیهوده نیاموختنش به ۲
بی یوسف خود دیده چو یعقوب ببستم
چشمی که نه بر دوست بود دوختنش به ۳
هر چند عزیزست متاع خرد و صبر
در پای تو افشاندن از اندوختنش به ۴
اهلی بغلامی تو چون پیر شد آخر
مفروش بدین عیب که نفروختنش به ۵
عاشق که دل افسرده بود سوختنش به ۱
گر رسم وره عقل ندانم مکنم عیب
کاین دانش بیهوده نیاموختنش به ۲
بی یوسف خود دیده چو یعقوب ببستم
چشمی که نه بر دوست بود دوختنش به ۳
هر چند عزیزست متاع خرد و صبر
در پای تو افشاندن از اندوختنش به ۴
اهلی بغلامی تو چون پیر شد آخر
مفروش بدین عیب که نفروختنش به ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲۴۵ - خوش آنکه بودمه من زباده مست شده
گوهر بعدی:شماره ۱۲۴۷ - اگر چه عشق نکویان جراحتست همه
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.