خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر به توصیف زیباییهای معشوق و تأثیر عمیق عشق بر خود میپردازد. او از گلرخان حجابزده، گلشن حسن، نرگس مست، لاله و نسرین خوابزده، و لب دوای جان خود سخن میگوید. همچنین، شاعر از شور، گریه، و خونابه دل خود و تأثیر خنده معشوق بر دلش یاد میکند. در پایان، او از خیال سبز خطی و نقشی عجیب بر آب سخن میگوید.
این شعر دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۱۲۴۲ - زهی ز عارض تو گلرخان حجاب زده
زهی ز عارض تو گلرخان حجاب زده
شکسته رنگ چو گلهای آفتاب زده ۱
رخ تو گلشن حسن است و نرگس مستت
میان لاله و نسرین فتاده خواب زده ۲
من از لب تو خرابم همآن دوای منست
که هم شراب یرد زحمت شراب زده ۳
ز شور و گریه و خونابه دلم پیداست
که خنده تو نمک بر دل کباب زده ۴
خیال سبز خطی بست دیده اهلی
نظر کنید که نقشی عجب بر آب زده ۵
شکسته رنگ چو گلهای آفتاب زده ۱
رخ تو گلشن حسن است و نرگس مستت
میان لاله و نسرین فتاده خواب زده ۲
من از لب تو خرابم همآن دوای منست
که هم شراب یرد زحمت شراب زده ۳
ز شور و گریه و خونابه دلم پیداست
که خنده تو نمک بر دل کباب زده ۴
خیال سبز خطی بست دیده اهلی
نظر کنید که نقشی عجب بر آب زده ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲۴۱ - ماییم دل و دین بسر کار تو کرده
گوهر بعدی:شماره ۱۲۴۳ - مدعی در جوش و ما بیهوش از آن نو گل شده
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.