خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر (صبا) در این شعر عاشقانه و عارفانه، ابراز عشق و وفاداری بیحد خود را به معشوق بیان میکند. او از جایگاه والای معشوق در زندگی خود میگوید، از عشق بیپایان خود به معشوق سخن میراند و از معشوق میخواهد که از حال گدای عشقش غافل نماند. شاعر حتی حاضر است در راه معشوق فدا شود و جان خود را نثار کند.
مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند فداکاری در راه عشق نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۲۴۰ - من بنده صبا که دهد عرض رای تو
من بنده صبا که دهد عرض رای تو
کز عرض بند گیست مرادم دعای تو ۱
جای تو بود دیده شب زنده دار من
باز آکه هیچکس ننشیند بجای تو ۲
آن آفتاب مهر فزایی که همچو من
ذرات کاینات بود در هوای تو ۳
غافل مشو ز حال گدایی که دایمش
دست دعا گشاده بود از برای تو ۴
اهلی که جان بپای تو میداد روز وصل
گر کشته در فراق تو گردد فدای تو ۵
کز عرض بند گیست مرادم دعای تو ۱
جای تو بود دیده شب زنده دار من
باز آکه هیچکس ننشیند بجای تو ۲
آن آفتاب مهر فزایی که همچو من
ذرات کاینات بود در هوای تو ۳
غافل مشو ز حال گدایی که دایمش
دست دعا گشاده بود از برای تو ۴
اهلی که جان بپای تو میداد روز وصل
گر کشته در فراق تو گردد فدای تو ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲۳۹ - مارا همین جواب سلام است کام ازو
گوهر بعدی:شماره ۱۲۴۱ - ماییم دل و دین بسر کار تو کرده
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.