خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از ناملایمات زندگی و بخت ناگوار خود شکایت میکند، اما با وجود همه سختیها، عشق و وفاداری خود را به معشوق ابراز میدارد. او حتی از سگان معشوق نیز با احترام یاد میکند و حاضر است جان خود را فدا کند. شاعر همچنین به دنبال رسیدن به کعبه مقصود است و تلاش میکند تا آن را از دید دیگران پنهان نگه دارد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری و تجربه زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از عبارات مانند 'سگانت' و 'ترک جان' ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال نامفهوم یا ناخوشایند باشد.
شماره ۱۰۱۲ - ظن مبر کز دود دل پیشت شکایت میکنم
ظن مبر کز دود دل پیشت شکایت میکنم
با تو از بیداد بخت خو حکایت میکنم ۱
من که باشم؟ کارزو باشد بپا بوست مرا
از سگانت التماس این عنایت میکنم ۲
نامت از غیرت نگویم لیک مقصودم تویی
قصه شیرین اگر گاهی روایت میکنم ۳
گر چه قصد جان من دارد سگت با اینهمه
ترک جان میگیرم و او را حمایت میکنم ۴
کعبه مقصود را اهلی نهان کردن ز خلق
غایت جهل است و من سعیی بغایت میکنم ۵
با تو از بیداد بخت خو حکایت میکنم ۱
من که باشم؟ کارزو باشد بپا بوست مرا
از سگانت التماس این عنایت میکنم ۲
نامت از غیرت نگویم لیک مقصودم تویی
قصه شیرین اگر گاهی روایت میکنم ۳
گر چه قصد جان من دارد سگت با اینهمه
ترک جان میگیرم و او را حمایت میکنم ۴
کعبه مقصود را اهلی نهان کردن ز خلق
غایت جهل است و من سعیی بغایت میکنم ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۱۱ - ای جگر از تو پر نمک دیده شور بخت هم
گوهر بعدی:شماره ۱۰۱۳ - نه تاب وصل و نه صبرم کز و کناره کنم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.