خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از عشق و فراق سخن میگوید و بیان میکند که چگونه دوری از معشوق او را بیتاب و ناصبور کرده است. او از صبر و طاقت خود در فراق میگوید و آرزو میکند که مانند شمع بسوزد تا به نور کامل تبدیل شود. همچنین، شاعر به ضعف طبیعت انسان اشاره میکند و ترجیح میدهد مانند سگ نیازمند باشد تا اینکه مست غرور شود.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و فلسفی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار بوده و ممکن است نیاز به تجربه و بلوغ فکری بیشتری داشته باشد.
شماره ۹۷۵ - نه چنان بگرد کویت من ناصبور گردم
نه چنان بگرد کویت من ناصبور گردم
که گر آستین فشانی چو غبار دور گردم ۱
من خسته در فراقت بکدام صبر و طاقت
بره فراغ پویم ز پی حضور گردم ۲
مهل آنکه خاک سازد اجلم به نا تمامی
تو بسوز همچو شمعم که تمام نور گردم ۳
من اگر بخلد یابم ز تو جنس آدمی را
ز قصور طبع باشد که خراب حور گردم ۴
به نیاز همچو اهلی سگ میفروش بودن
به از آنکه مست، باری ز می غرور گردم ۵
که گر آستین فشانی چو غبار دور گردم ۱
من خسته در فراقت بکدام صبر و طاقت
بره فراغ پویم ز پی حضور گردم ۲
مهل آنکه خاک سازد اجلم به نا تمامی
تو بسوز همچو شمعم که تمام نور گردم ۳
من اگر بخلد یابم ز تو جنس آدمی را
ز قصور طبع باشد که خراب حور گردم ۴
به نیاز همچو اهلی سگ میفروش بودن
به از آنکه مست، باری ز می غرور گردم ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۷۴ - من سوخته خال و خط سیمبرانم
گوهر بعدی:شماره ۹۷۶ - تاچند وصل روی تو ایمه طلب کنیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.