خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از درد فراق و جدایی سخن میگوید و بیانگر رنجهای ناشی از دوری از معشوق است. شاعر با استفاده از تصاویری مانند خار فراق، خمار فراق، و سوختن ستارهٔ هجر، عمق غم و اندوه خود را نشان میدهد. همچنین، او به ناتوانی دیگران از درک این درد اشاره میکند و تأکید دارد که تنها کسانی که این رنج را تجربه کردهاند، میتوانند ارزش وصال را بدانند.
این شعر حاوی مضامین عمیق عاشقانه و عاطفی است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهی احساسی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و صنایع ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۹۳۰ - ز بسکه سینه خراش است زخم خار فراق
ز بسکه سینه خراش است زخم خار فراق
هنوز با می وصلیم در خمار فراق ۱
ز ما مبر که ببوی تو ای غزاله چین
ز ملک وصل فتادیم در دیار فراق ۲
ز روزگار بنالند خلق و این طرفه
که روزگار بنالد ز روزگار فراق ۳
جدا ز گلشن وصلت چو لاله ام ای گل
ستاره سوخته هجر و داغدار فراق ۴
چه قدر وصل شناسد کسی که چون اهلی
بخاک و خون ننشیند ز رهگذار فراق ۵
هنوز با می وصلیم در خمار فراق ۱
ز ما مبر که ببوی تو ای غزاله چین
ز ملک وصل فتادیم در دیار فراق ۲
ز روزگار بنالند خلق و این طرفه
که روزگار بنالد ز روزگار فراق ۳
جدا ز گلشن وصلت چو لاله ام ای گل
ستاره سوخته هجر و داغدار فراق ۴
چه قدر وصل شناسد کسی که چون اهلی
بخاک و خون ننشیند ز رهگذار فراق ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۲۹ - با حسن دوست دل نشکیبد ز داغ عشق
گوهر بعدی:شماره ۹۳۱ - عیبم مکن اگر (که) من هستم (خراب) عشق
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.