خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری است که از درد و غم، عشق و امید، و توصیه‌های اخلاقی سخن می‌گوید. شاعر از رنج‌های عاشقانه، ارزش طلب و تلاش، و اهمیت حفظ ادب در روابط سخن می‌گوید. همچنین، اشاره‌ای به مستی و شادی ناشی از عشق و طبیعت دارد.

متن شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد. همچنین، برخی از اشارات به رنج و مستی نیاز به درک بالاتری از زندگی و تجربیات انسانی دارد.

مشاهده کامل

شماره ۹۱۲ - صد تلخ دهان می‌گزد از غصه لب خویش

صد تلخ دهان می‌گزد از غصه لب خویش
ای نخل کرم تا به که بخشی رطب خویش ۱

آن چاشنی ذوق که فرهاد ز غم یافت
خسرو نچشیده است ز عیش و طرب خویش ۲

خواهی که نچیند گل مقصود ز رویت
چون مرغ سحر روز کن از ناله شب خویش ۳

هرچند کشد دوست عنان تو به بازی
زنهار نگهدار عنان ادب خویش ۴

نومید مشو زآب بقا همچو سکندر
چون خضر قدم بازمکش از طلب خویش ۵

ما خاک نشینان مغانیم و ز خاکیم
ای خواجه تو میدانی و اصل و نسب خویش ۶

مرغ از رخ گل سرخوش و اهلی ز رخ یار
مستند ازین می همه کس بر حسب خویش ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۹۱۱ - چون شیشه پرم از غم پیمان گسل خویش
گوهر بعدی:شماره ۹۱۳ - چو گفتم از کف من زلف را به تاب مکش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.