خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه از عشق بیپایان و سرگردانی عاشق سخن میگوید. شاعر بیان میکند که عاشق، مانند مجنون، در جستوجوی معشوق است و زیبایی معشوق آنچنان درخشان است که عاشق را میسوزاند و به خاکستر تبدیل میکند. همچنین، اشارهای به نگاه فریبنده و کشنده معشوق دارد که بسیاری را مانند شاعر به دام انداخته است.
مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از استعارهها و کنایههای بهکاررفته نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه برای درک کامل دارند.
شماره ۸۷۵ - آن پریرو هرکه خواهد دست دل در گردنش
آن پریرو هرکه خواهد دست دل در گردنش
تا ندارد دست از عالم نگیرد دامنش ۱
باشد از گمگشتگی یابی چو مجنون ره بدوست
ورنه آن آهوی مشکین کس نداند مسکنش ۲
برق حسن او نخواهد از درخشیدن نشست
تا نخیزد عاشق بیچاره دود از خرمنش ۳
کشته آن نرگس مستم که در هر گوشه یی
صد چو من افتاده شد از غمزه صیدافکنش ۴
اهلی دیوانه را گر همچنین سوزد جگر
عاقبت خاکستری یابی بکنج گلخنش ۵
تا ندارد دست از عالم نگیرد دامنش ۱
باشد از گمگشتگی یابی چو مجنون ره بدوست
ورنه آن آهوی مشکین کس نداند مسکنش ۲
برق حسن او نخواهد از درخشیدن نشست
تا نخیزد عاشق بیچاره دود از خرمنش ۳
کشته آن نرگس مستم که در هر گوشه یی
صد چو من افتاده شد از غمزه صیدافکنش ۴
اهلی دیوانه را گر همچنین سوزد جگر
عاقبت خاکستری یابی بکنج گلخنش ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۷۴ - چو مه بمهر فلک شهره در جهان کم باش
گوهر بعدی:شماره ۸۷۶ - ای دل گه وصلش بجوار دگران باش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.