خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این اشعار از درد عشق و فراق مینالد، از ناکامیهایش در عشق سخن میگوید و از تأثیر پیری و گذر زمان بر حالش شکایت دارد. او از عشق سوزان، ناامیدی، و ترس از فراموش شدن در روز حشر میگوید و در نهایت به تأثیر شراب و جوانی اشاره میکند.
متن حاوی مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، اشارههای غیرمستقیم به شراب و مفاهیم عرفانی ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال نامفهوم یا نامناسب باشد.
شماره ۷۷۳ - داغت خبر ز سوز من دل فکار کرد
داغت خبر ز سوز من دل فکار کرد
آخر شرار آتش ما در تو کار کرد ۱
گفتم که جان بپای تو خورشید رخ دهم
طالع مدد نکرد و مرا شرمسار کرد ۲
ترسم بگرد من نرسی روز حشر هم
زینسان که سوخت عشقم و خاکم غبار کرد ۳
ذوق شراب و شوق تو ای شوخ نوجوان
مارا ببین که آخر پیری چه خوار کرد ۴
اهلی زیاد خود نه چنان برده یی که باز
روزی بخاطر تو تواند گذار کرد ۵
آخر شرار آتش ما در تو کار کرد ۱
گفتم که جان بپای تو خورشید رخ دهم
طالع مدد نکرد و مرا شرمسار کرد ۲
ترسم بگرد من نرسی روز حشر هم
زینسان که سوخت عشقم و خاکم غبار کرد ۳
ذوق شراب و شوق تو ای شوخ نوجوان
مارا ببین که آخر پیری چه خوار کرد ۴
اهلی زیاد خود نه چنان برده یی که باز
روزی بخاطر تو تواند گذار کرد ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۷۲ - بر من خسته رقیبان چو گذر می آرند
گوهر بعدی:شماره ۷۷۴ - کس زنده کی از هجر تو ای عهد گسل ماند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.