خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که به زیباییهای عشق و وفاداری، درد دوری از معشوق و ارزش صبر و ایثار در راه عشق میپردازد. شاعر از جذابیت بیپایان معشوق، سختیهای راه عشق و بلندی مرتبهٔ عاشقان سخن میگوید.
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانهٔ موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات غیرمستقیم به مفاهیم عرفانی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۷۲۱ - هرگز از کوی تو کس دور بشمشیر نشد
هرگز از کوی تو کس دور بشمشیر نشد
هرگز از دیدن دیدار تو کس سیر نشد ۱
گام بر سبزه باغ طربش باد حرام
هرکه در راه وفا بر سر شمشیر نشد ۲
صید نخجیرگه عشق به کامی نرسید
تا به چابک صفتی در دهن شیر نشد ۳
دست ساقی بکرم در همه وقت است بلند
هرگز از دور فلک دست کرم زیر نشد ۴
زود رفت از بر ما یار و دل اهلی زار
سوخت از دوری او گرچه بسی دیر نشد ۵
هرگز از دیدن دیدار تو کس سیر نشد ۱
گام بر سبزه باغ طربش باد حرام
هرکه در راه وفا بر سر شمشیر نشد ۲
صید نخجیرگه عشق به کامی نرسید
تا به چابک صفتی در دهن شیر نشد ۳
دست ساقی بکرم در همه وقت است بلند
هرگز از دور فلک دست کرم زیر نشد ۴
زود رفت از بر ما یار و دل اهلی زار
سوخت از دوری او گرچه بسی دیر نشد ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۲۰ - نصیب ما ز ازل درد و داغ و هجران شد
گوهر بعدی:شماره ۷۲۲ - عیسی دم من کز نفسش جان بتن آید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.