خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه از عشق و رنجهای آن سخن میگوید. شاعر از نگاه معشوق که جان او را میگیرد و دوباره زنده میکند، از درد عشق و جگرسوختگی مینالد. همچنین، از فریبهای معشوق و تأثیرات عمیق عشق بر خود و دیگران صحبت میکند. در پایان، شاعر به زیبایی معشوق اشاره میکند که حتی تشبیه آن به آفتاب نیز نارسا است.
مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند رنج عشق و فریب نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۷۱۲ - نظاره بین که عاشق بیچاره میکند
نظاره بین که عاشق بیچاره میکند
جان داده همچو صورت و نظاره میکند ۱
گر من جگر کباب شدم این نه از من است
آن چشم مست بین که جگر پاره میکند ۲
حیران آن لبم که مرا کشت و زنده کرد
کی عشوه چاره من بیچاره میکند ۳
کوی تو جنت است ولی مدعی به مکر
شیطان صفت ز جنتم آواره میکند ۴
آمد زقتل دمبدم آن غنچه لب به تنگ
تمهید قتل خلق بیکباره میکند ۵
اهلی اگر جمال تو را گوید آفتاب
تشبیه آفتاب به سیاره میکند ۶
جان داده همچو صورت و نظاره میکند ۱
گر من جگر کباب شدم این نه از من است
آن چشم مست بین که جگر پاره میکند ۲
حیران آن لبم که مرا کشت و زنده کرد
کی عشوه چاره من بیچاره میکند ۳
کوی تو جنت است ولی مدعی به مکر
شیطان صفت ز جنتم آواره میکند ۴
آمد زقتل دمبدم آن غنچه لب به تنگ
تمهید قتل خلق بیکباره میکند ۵
اهلی اگر جمال تو را گوید آفتاب
تشبیه آفتاب به سیاره میکند ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۱۱ - فیروزی بخت همه کس لعل تو بخشید
گوهر بعدی:شماره ۷۱۳ - هرچند که گفتم غم دل سود ندارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.