خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از رنجهای عشق و غمهایش میگوید و از دوستان میخواهد که پس از مرگش، او را با یادآوری لحظات عاشقانهاش به خاک بسپارند. او از دردهای عشق شکایت میکند و آرزو میکند که دیگران همچون او آزار نبینند. در پایان، از عاشقان میخواهد که به دعای خیر او آمین بگویند.
متن حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها به بلوغ فکری نیاز دارد. همچنین، اشاره به مرگ و رنجهای عشق ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
شماره ۶۶۲ - دوستان چون میرم آن خشت درم بالین کنید
دوستان چون میرم آن خشت درم بالین کنید
وزلب جانبخش او حرفی مرا تلقین کنید ۱
از شهیدان غم عشقم مرا در زیر خاک
بارخ پر خاک و خون و جامه خونین کنید ۲
چون شود سر مست میل قتل مسکینان کند
زینهار ای دوستان یاد من مسکین کنید ۳
مردم ایکافر تلخی و تندی تا بکی
جان شیرین مرا گیرید و لب شیرین کنید ۴
یا رب آزاری نبیند همچو اهلی کس ز عشق
خوش دعایی میکنم ایعاشقان آمین کنید ۵
وزلب جانبخش او حرفی مرا تلقین کنید ۱
از شهیدان غم عشقم مرا در زیر خاک
بارخ پر خاک و خون و جامه خونین کنید ۲
چون شود سر مست میل قتل مسکینان کند
زینهار ای دوستان یاد من مسکین کنید ۳
مردم ایکافر تلخی و تندی تا بکی
جان شیرین مرا گیرید و لب شیرین کنید ۴
یا رب آزاری نبیند همچو اهلی کس ز عشق
خوش دعایی میکنم ایعاشقان آمین کنید ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۶۱ - یک بوسه هرگزم لب سیمین بری نداد
گوهر بعدی:شماره ۶۶۳ - لعلت به تلخ گویی دل در خروش آرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.