خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از عشق نافرجام، حسرت و ناکامی در عشق سخن میگوید. شاعر از نرسیدن به معشوق، تلخیهای عشق و نبود شانس در زندگی عاشقانه شکایت دارد. همچنین، از بیوفایی روزگار و عدم دستیابی به آرزوها مینالد.
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند ناامیدی و حسرت نیاز به بلوغ ذهنی برای درک مناسب دارند.
شماره ۶۶۱ - یک بوسه هرگزم لب سیمین بری نداد
یک بوسه هرگزم لب سیمین بری نداد
هرگز نهال عاشقی ما بری نداد ۱
مادر خمار حسرت و پروانه گرم وصل
دولت بعاشقان تو بال و پری نداد ۲
هر ساغرم که داد فلک گر چه زهر بود
تا خون نکرد در دل من دیگری نداد ۳
زهر از کف تو همچو شکر میخورم که بخت
هرگز به طوطیی به ازین شکری نداد ۴
از خشک و تر چه پیش تو آرم که طالعم
غیر از دهان خشکی و چشم تری نداد ۵
جز حسرت از نظاره یوسف ز جان چه سود
مارا که بخت چون همه سیم و زری نداد ۶
اهلی که مست وصل بتان بود عاقبت
مرد از خمار هجر و کسش ساغری نداد ۷
هرگز نهال عاشقی ما بری نداد ۱
مادر خمار حسرت و پروانه گرم وصل
دولت بعاشقان تو بال و پری نداد ۲
هر ساغرم که داد فلک گر چه زهر بود
تا خون نکرد در دل من دیگری نداد ۳
زهر از کف تو همچو شکر میخورم که بخت
هرگز به طوطیی به ازین شکری نداد ۴
از خشک و تر چه پیش تو آرم که طالعم
غیر از دهان خشکی و چشم تری نداد ۵
جز حسرت از نظاره یوسف ز جان چه سود
مارا که بخت چون همه سیم و زری نداد ۶
اهلی که مست وصل بتان بود عاقبت
مرد از خمار هجر و کسش ساغری نداد ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۶۰ - اگر از غم تو صد جان به یکی نفس برآید
گوهر بعدی:شماره ۶۶۲ - دوستان چون میرم آن خشت درم بالین کنید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.