خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن به بیان درد و رنج انسان از جور فلک و ناتوانی در برابر آن میپردازد. با اشاره به داستان عیسی و تأثیر معجزهآسای جرعهای آب بر مرده، به امیدواری و رسیدن به آرزوها در نهایت اشاره میکند. همچنین، از گذشتن حد و صبر و فغان اهل قصه سخن میگوید.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار میباشد. همچنین، وجود مضامین غم و اندوه و نیز امیدواری نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۶۱۳ - دل ز جور فلک بجان آمد
دل ز جور فلک بجان آمد
بفلک بر نمی توان آمد ۱
تا حدیثت شنید عیسی دل
بزمین باز از آسمان آمد ۲
هر کجا جرعه تو ریخت بخاک
مرده را آب در دهان آمد ۳
زان دهان میرسم بکام آخر
اینم از غیب بر زبان آمد ۴
قصه از حد گذشت و کار از صبر
اهلی القصه در فغان آمد ۵
بفلک بر نمی توان آمد ۱
تا حدیثت شنید عیسی دل
بزمین باز از آسمان آمد ۲
هر کجا جرعه تو ریخت بخاک
مرده را آب در دهان آمد ۳
زان دهان میرسم بکام آخر
اینم از غیب بر زبان آمد ۴
قصه از حد گذشت و کار از صبر
اهلی القصه در فغان آمد ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۱۲ - باز از فریب وعده دلم را شکیب داد
گوهر بعدی:شماره ۶۱۴ - تهیست کشتی می عمر از آن بغم گذرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.