خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و غنایی، از عشق و رنجهای آن سخن میگوید. شاعر از یار خود و ظلمهایش میگوید که با وجود دردها، عشقش را پنهان میکند. همچنین از زیبایی و فتنهانگیزی معشوق و تأثیرات آن بر عاشقان صحبت میکند. در پایان، شاعر به یاد معشوق میافتد و مانند مجنون، جان خود را به بیابان میسپارد.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین برخی از اشارات به رنج و ظلم نیاز به درک بالاتری از احساسات و تجربیات زندگی دارد.
شماره ۵۹۰ - یارم بچوگان باختن چون رو بمیدان مینهد
یارم بچوگان باختن چون رو بمیدان مینهد
از هرکه خواهد گوی سر گردن چه چوگان مینهد ۱
چون غنچه دل پر داغ شد از خنده آن نوگلم
یک لطف ظاهر میکند صد داغ پنهان مینهد ۲
ظلمی که چشمش میکند جای هزار افغان بود
مهر خموشی بر لبم آن لعل خندان مینهد ۳
هر چند چشم مست او استاد سحر و غمزه است
بالای استاد ابرویش از غمزه دکان مینهد ۴
گردون که خون عاشقان بیمزد و بیمنت بریخت
خوشباش کاخر خون ما مزدش بدامان مینهد ۵
از چشم ساقی هر طرف مستان بخون غلطیده اند
این فتنه ها خود میکند بر چرخ تاوان مینهد ۶
اهلی چو یاد آمد مرا آهوی چشم آن پری
مجنون صفت جان از تنم رو در بیابان مینهد ۷
از هرکه خواهد گوی سر گردن چه چوگان مینهد ۱
چون غنچه دل پر داغ شد از خنده آن نوگلم
یک لطف ظاهر میکند صد داغ پنهان مینهد ۲
ظلمی که چشمش میکند جای هزار افغان بود
مهر خموشی بر لبم آن لعل خندان مینهد ۳
هر چند چشم مست او استاد سحر و غمزه است
بالای استاد ابرویش از غمزه دکان مینهد ۴
گردون که خون عاشقان بیمزد و بیمنت بریخت
خوشباش کاخر خون ما مزدش بدامان مینهد ۵
از چشم ساقی هر طرف مستان بخون غلطیده اند
این فتنه ها خود میکند بر چرخ تاوان مینهد ۶
اهلی چو یاد آمد مرا آهوی چشم آن پری
مجنون صفت جان از تنم رو در بیابان مینهد ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۸۹ - نقد دلم چو غنچه به مستی ز دست شد
گوهر بعدی:شماره ۵۹۱ - افغان که درد ما بدوا کم نمی شود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.