خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی از شادی و درد عشق، نیاز و ناز در برابر معشوق، و حقیقت عشق در میان مجازهای دنیوی سخن میگوید. شاعر از تجربههای خود در عشق، از جمله شکستها و بازگشتها، و همچنین از تأثیر عمیق عشق بر روح و جان مینویسد.
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات و استعارههای به کار رفته نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد تا به درستی درک شوند.
شماره ۵۶۷ - سرشک شادی وصل ارچه جان گداز آمد
سرشک شادی وصل ارچه جان گداز آمد
خوشم که دیگرم آبی بجوی باز آمد ۱
بکعبه هر که ز بهر سجود شد ز درت
سری بسنگ زد آخر بعجز باز آمد ۲
اگر چه عشق نخست از مجاز میخیزد
حقیقت همه عالم درین مجاز آمد ۳
چو با تو شمع بدعوی زبان کشد ترسم
که سر بباد دهد چون زبان دراز آمد ۴
دل رقیب چه سوزد ز آه من چه عجب
که سنگ خاره از این شعله در گداز آمد ۵
سر نیاز بپای تو سرو ناز نهاد
چو ناز در تو نگنجید در نیاز آمد ۶
بسوخت اهلی و یار از درش درون نامد
کنون که نیز در آمد بخشم و ناز آمد ۷
خوشم که دیگرم آبی بجوی باز آمد ۱
بکعبه هر که ز بهر سجود شد ز درت
سری بسنگ زد آخر بعجز باز آمد ۲
اگر چه عشق نخست از مجاز میخیزد
حقیقت همه عالم درین مجاز آمد ۳
چو با تو شمع بدعوی زبان کشد ترسم
که سر بباد دهد چون زبان دراز آمد ۴
دل رقیب چه سوزد ز آه من چه عجب
که سنگ خاره از این شعله در گداز آمد ۵
سر نیاز بپای تو سرو ناز نهاد
چو ناز در تو نگنجید در نیاز آمد ۶
بسوخت اهلی و یار از درش درون نامد
کنون که نیز در آمد بخشم و ناز آمد ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۶۶ - در سجده خود آن مه صد آفتاب بیند
گوهر بعدی:شماره ۵۶۸ - مایه خوبی غم بیچارگان خوردن بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.