خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که به زیباییهای معشوق و رنجهای عاشق اشاره دارد. شاعر از عشق و فراق میگوید و از صفای دل و رنجهای عاشقی سخن میراند. در ابیات مختلف، مفاهیمی مانند عشق الهی، فراق، وصال، و زیباییهای معنوی مطرح شدهاند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مضامین مانند فراق و عذاب عشق نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارد.
شماره ۵۶۶ - در سجده خود آن مه صد آفتاب بیند
در سجده خود آن مه صد آفتاب بیند
یوسف کی این عزیزی هرگز بخواب بیند ۱
ما از صفای آن رخ حق بین شدیم و صوفی
این نکته در نیابد گر صد کتاب بیند ۲
من گرچه دل خرابم بر من چه التفاتش
گنجی که از غم خود عالم خراب بیند ۳
دل از بهشت وصلش چون راحتی نیابد
از دوزخ فراقش تا کی عذاب بیند ۴
خوش وقت نیکبختی کز فیض ابر رحمت
چون گل مدام در کف جام شراب بیند ۵
لب تشنه ماند اهلی بی لعل یار هر چند
از گریه هر کناری صد جوی آب بیند ۶
یوسف کی این عزیزی هرگز بخواب بیند ۱
ما از صفای آن رخ حق بین شدیم و صوفی
این نکته در نیابد گر صد کتاب بیند ۲
من گرچه دل خرابم بر من چه التفاتش
گنجی که از غم خود عالم خراب بیند ۳
دل از بهشت وصلش چون راحتی نیابد
از دوزخ فراقش تا کی عذاب بیند ۴
خوش وقت نیکبختی کز فیض ابر رحمت
چون گل مدام در کف جام شراب بیند ۵
لب تشنه ماند اهلی بی لعل یار هر چند
از گریه هر کناری صد جوی آب بیند ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۶۵ - وجود ما زغمت تا عدم نخواهد شد
گوهر بعدی:شماره ۵۶۷ - سرشک شادی وصل ارچه جان گداز آمد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.