خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از ناکامیها و نارضایتیهای خود در زندگی میگوید. او از بیوفایی دنیا و مردم شکایت دارد و احساس میکند که تلاشهایش برای عشق و دوستی بیپاسخ مانده است. همچنین، از دوری معشوق و رنجهای عاشقانه سخن میگوید و از تقدیر و بخت ناگوار خود گله میکند.
مفاهیم عمیق عاشقانه و ناامیدیهای وجودی در این شعر ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند رنج عشق و نارضایتی از زندگی نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۴۷۴ - دور فلک که جام مرادم نمیدهد
دور فلک که جام مرادم نمیدهد
هرگز چو خلق هم دل شادم نمیدهد ۱
من با بتان وفا کنم ایشان جفا کنند
یارب چه شد که عدل تو دادم نمیدهد ۲
پیوند مهر میکنم از بخت خود مدام
با دلبری که هیچ گشادم نمیدهد ۳
میرم بیاد آن لب و وه کاین دل خراب
یک لحظه نگذرد که بیادم نمیدهد ۴
اهلی چو صید یار شوی تشنه لب بمیر
کاین قاتل تو آب به آدم نمیدهد ۵
هرگز چو خلق هم دل شادم نمیدهد ۱
من با بتان وفا کنم ایشان جفا کنند
یارب چه شد که عدل تو دادم نمیدهد ۲
پیوند مهر میکنم از بخت خود مدام
با دلبری که هیچ گشادم نمیدهد ۳
میرم بیاد آن لب و وه کاین دل خراب
یک لحظه نگذرد که بیادم نمیدهد ۴
اهلی چو صید یار شوی تشنه لب بمیر
کاین قاتل تو آب به آدم نمیدهد ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۷۳ - از گرد راه دل بامید تو شاد بود
گوهر بعدی:شماره ۴۷۵ - عرش و معراج نه در خورد من زار بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.