خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از عشق، امید، ناامیدی و انتظار سخن میگوید. شاعر از دلشکستگی و آرزوهای برآوردهنشده مینالد و به یاد یار و وصال او حسرت میخورد. همچنین، اشارههایی به می و مینوشی و دوری از معشوق دارد.
این متن دارای مضامین عاشقانه و عرفانی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و احساسی دارد. همچنین، برخی اشارات مانند مینوشی ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال نامناسب باشد.
شماره ۴۷۳ - از گرد راه دل بامید تو شاد بود
از گرد راه دل بامید تو شاد بود
کایی مگر سوار دریغا که باد بود ۱
مردم چو قصد پرسش من کردی ای طبیب
قصد تو خود هلاک من نا مراد بود ۲
نگشود از ابروی تو دلم گرچه زان کمان
چشم امید منتظر صد گشاد بود ۳
ساقی من آن نیم که تو جامی مگر دهی
این جرعه شراب ز یاران زیاد بود ۴
اهلی کجا و یاد وصال تو از کجا
این بس بود که در خیال تو آمد بیاد بود ۵
کایی مگر سوار دریغا که باد بود ۱
مردم چو قصد پرسش من کردی ای طبیب
قصد تو خود هلاک من نا مراد بود ۲
نگشود از ابروی تو دلم گرچه زان کمان
چشم امید منتظر صد گشاد بود ۳
ساقی من آن نیم که تو جامی مگر دهی
این جرعه شراب ز یاران زیاد بود ۴
اهلی کجا و یاد وصال تو از کجا
این بس بود که در خیال تو آمد بیاد بود ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۷۲ - خاری که راه در دل از آن جور پیشه کرد
گوهر بعدی:شماره ۴۷۴ - دور فلک که جام مرادم نمیدهد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.